انواع نخ، الیاف و کاربردهای آنها

شناخت نخ ها
آشنایی با نخ های کاربردی

انواع نخ، الیاف و کاربردهای آنها

آنچه مسلّم است نخ‌های امروزی از تنوع و گستردگی رنگ بسیاری برخوردارند.
نخ‌های DMC، ابریشمی (تابیده و نتابیده) عمامه‌ای (ابریشمی و پنبه‌ای)، کتانی، کنفی، کاموایی، نایلونی،
پولیستری، ریونی، لمه‌ای، نخ‌های کوبلن‌دوزی و مِز، همچنین نخ‌های صددرصد فلزی مانند نقده (زری)
و نخ‌های کتانی و ابریشمی با روکش فلزی (گلابتون) هر کدام مصرف متفاوتی دارد که
اگر درست به کار گرفته شود،‌ می‌تواند آثار ماندگار و زیبایی را پدید آورد.
یک دوزنده‌ی آگاه باسلیقه و پر حوصله‌ می‌تواند با انتخاب طرح، دوخت، نخ و پارچه‌ای متناسب، یک اثر زیبا خلق کند.
مهم‌ترین اصول در کیفیت نخ، استحکام، شفافیت رنگ، بدون گره، صاف و یکدست بودن و ثبات رنگ داشتن است؛
زیرا چنین نخی‌ می‌تواند در پیشبرد دوختی زیبا بسیار مؤثر باشد.
آنچه مسلّم است نخ خوب و با کیفیت، نخی است که با دارا بودن ویژگی‌های ذکر شده بتوان عمل دوختن را با آن به راحتی انجام داد.
جهت تشخیص ثبات رنگ نخ‌ می‌توان قسمتی از نخ را مرطوب کرد و با فشار دست، روی یک پارچه‌ی سفید کشید؛
اگر اثری از رنگ روی پارچه باقی ماند، یعنی نخ رنگ پس‌ می‌دهد و اگر اثری از خود نگذاشت،
نشان دهنده‌ی ثبات رنگ آن است که در آن صورت بدون دغدغه‌ی خاطر‌ می‌توانید از آن استفاده کنید.

دمسه یا DMC:

نخ‌های دمسه نخ‌هایی وارداتی به شکل کلاف‌های کوچک پانزده تا بیست متری هستند که مرغوب‌ترین آنها فرانسوی است.
نخ‌های آلمانی و ژاپنی نیز وجود دارد که از نظر مرغوبیت با نخ‌های فرانسوی برابری‌ می‌کند.
شماره‌ی این نخ‌ها از یک تا نهصد است. این شماره‌گذاری بر اساس رنگ‌بندی‌ها صورت گرفته است.
طیف‌های رنگی خاکستری، قرمز، سبز، زرد، آبی و بنفش، هر کدام ممکن است ۱۰ تا صد رنگ از تیره به روشن داشته باشد.
این نخ‌ها بر اساس ضخامت پارچه‌ها به صورت یک تا شش‌لا مورد استفاده قرار‌ می‌گیرد.
جنس این نخ‌ها از کتان مرغوب است و با هر بار شست‌ و شو، تغییر رنگ نمی دهد و
به لحاظ مرغوبیت در مقابل حرارت بالای اتو بسیار مقاوم است و کمتر امکان دارد تغییر کیفیت بدهد
این نخ ها با آمدن طرح‌های اروپایی به ایران و آشنایی علاقه‌مندان با هنر گلدوزی (از زمان قاجار) به ایران آورده شده است.

نخ عمامه:

نخ‌های عمامه‌ای با دوکی، نخ‌هایی ضخیم‌تر از دمسه‌ها (DMC) هستند.
این نخ‌ها معمولاً به صورت یک‌لا مورد استفاده قرار‌ می‌گیرد و به صورت دوک‌های بزرگ و کوچک و یا کلافی قابل دسترسی است.
جنس این نخ‌ها از کتان یا پنبه است و برخی از آنها با الیاف پولیستر ترکیب شده و دارای شماره‌گذاری است.
شماره‌گذاری آنها بر اساس رنگ‌بندی و ضخامت نخ‌ها است.
ظریف‌ترین نخ عمامه با شماره‌ی ۱۰ مشخص‌ می‌شود.

نخ ابریشم:

نخ‌های ابریشمی به دو صورت تابیده و نتابیده در بسته‌بندی‌هایی به شکل قرقره، سیگاری و کلافی قابل دسترسی است.
قرقره‌های نتابیده معمولاً از هند و پاکستان وارد‌ می‌شود و در رنگ‌بندی‌های متنوع با طیف‌های رنگی گوناگون موجود است.
نخ ابریشم کلافی است و معمولاً در کشور خودمان جهت بافت قالی‌های ابریشمی تولید‌ می‌شود.
این کلاف‌ها برای دوخت نیز مناسب است، نخ‌های تابیده‌ی ابریشمی برای دوخت دست و چرخ به لحاظ ضخامت با یکدیگر متفاوت هستند.
نخ‌های تابیده ابریشمی به صورت کلافی، رنگ‌بندی سنتی در کشور خودمان تولید، و برای قلاب‌دوزی‌های رشت نیز از همین نخ‌ها استفاده‌ می‌شود.
نخ‌های ابریشمی ظریف‌تر که به صورت قرقره و سیگاری در بازار وجود دارد، نخ‌های مِز است که در گلدوزی با چرخ نیز مورد استفاده قرار‌ می‌گیرد.
این نخ‌ها در واریته‌ی رنگی بسیار گسترده در دوک‌های بزرگ نیز موجود است که مصارف صنعتی بالایی دارد.
جنس این نخ‌ها ابریشم طبیعی نیست؛ بلکه از موادی نظیر ریون و ویسکوز تهیه‌ می‌شود و
از نظر ثبات رنگ و مقاومت در مقابل حرارت و استحکام در برابر نور خورشید کیفیت بسیار خوبی دارد،
اما به هنگام سوختن یک تار آن، بوی پلاستیک سوخته از آن متصاعد‌ می‌شود؛
در حالی که ابریشم طبیعی به هنگام سوختن، بوی مو، شاخ و سایر مواد پروتئینی‌ می‌دهد.
باید بدانید اکسیژن هوا و بی‌توجهی به نحوه‌ی نگهداری و انبار کردن نخ‌های ابریشم، باعث کاهش استحکام و تسریع در فساد آن‌ می‌شود.
نور خورشید بر ابریشم اثر فاسدکنندگی دارد، زیرا اکسیژن هوا را افزایش‌ می‌دهد؛
به همین علت از ابریشم به عنوان پرده نمی‌توان استفاده کرد.
ابریشم با توجه به جنسیت پروتئینی‌اش، آلودگی و کثافت را جذب نمی‌کند و در صورتی که آلوده شود،‌
می‌توان آن را با ملایمت، با آب و صابون شستشو داد.
ابریشم طبیعی بیدزدگی (کپک‌زدگی) ندارد و در مقابل آب جوش استحکام خوبی دارد؛
ولی چنانچه مدتی طولانی جوشانده شود، استحکام خود را از دست‌ می‌دهد.

نخ پشمی:

نخ‌های پشمی کمتر برای گلدوزی مورد استفاده قرار‌ می‌گیرد؛ زیرا الیاف پشمی در هنگام عبور از پارچه
به لحاظ جنسیت مویی شکل‌شان، از یکدیگر گسسته‌ می‌شود و استحکام خود را از دست‌ می‌دهد؛
بنابراین از این نخ ها فقط در مواردی خاص و برای پارچه‌های درشت‌بافت (پته‌ی کرمان) استفاده‌ می‌شود.

نخ پنبه ای:

گیاه پنبه بومی مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری سراسر جهان شامل قاره آمریکا، آفریقا، و هند است.
بیشترین تنوع پنبه‌های وحشی نخست در مکزیک، و سپس در استرالیا و آفریقا یافت می‌شود.
پنبه توسط ساکنان هر دو بر قدیم و بر جدید اهلی شد.
بخش‌هایی از الیاف پنبه در کاوش‌های باستان‌شناسانه مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد در مکزیک و تمدن دره سند (پاکستان امروزی) پیدا شده‌اند.
چین بزرگترین تولید کننده الیاف و نخ پنبه در جهان است و بیشتر الیاف و نخ پنبه تولیدیش در داخل کشور به مصرف می‌رسد.
ایالات متحده آمریکا برای سال‌های متمادی بزرگترین صادرکننده الیاف و نخ پنبه در جهان بوده است.
این گیاه در تولید نخ پنبه و پارچه به کار برده می‌شود.
برای این منظور، الیاف پنبه را به شکل گسترده و رشته‌رشته درآورده تا دراز و پیچیده در هم شوند.
نخ پنبه پدید آمده سپس برای تولید پارچه به کار گرفته می‌شود.
اگرچه این روش از دیرباز تاکنون مرسوم بوده است، این تنها اختراع دستگاه پنبه‌ریسی بود که
هزینه تولید پارچه از این راه را پایین آورد و باعث بهره‌گیری گسترده از پنبه شد به گونه‌ای که امروزه
الیاف پنبه پرکاربردترین الیاف به کار رفته در صنعت پوشاک است.